خوب می دانم که «تنهایی» مرا دق میدهد
«عشق» هم در چنتهاش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقَدَر ترسیدم از بی رحمی پاییز که
ترس من را عصر پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود، کنج خانهام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
#مريم_آرام
برچسب:
نویسنده: هستی کریمی