برادر جان بیمار است و در بیمارستان بستری. غمم بیماری جسمی اش نیست که شکر خدا با دارو رو به بهبود است. روحش آزرده است. بی هیچ شباهتی که در این دنیای جسمانی و مادی به هم داشته باشیم، آنقدر روحمان به هم نزدیک است که کمترین تالمی و آزردگی خاطری از او در عمق جانم نفوذ می کند. خاصی خواهری این است شاید. خواهری جدا از مراودات روزمره و قربان صدقه رفتن های معمول است. خواهر که باشی بخشی از وجودت همیشه گمشده در وادی های ناشناخته ای است... خواهر برادری از پیچیدگی های عالم بشری است و با یک واژه ساده قابل تعریف نیست. همین دیروز دلم خواست فریاد بزنم من فقط یک بار خواهر شده ام و خواهری هیچ برادری جز برادر خودم را بر نمی تابم!
خدایا به زیبایی این روزهای ملکوتیو بهار قرآنت دل برادرم را شاد و تنش را سالم بدار
آمین
<<bul" href="/post/892/849-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d9%87%d8%8c-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%da%af%d9%8f%d9%84-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d9%90%d9%84" >+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 9:29 توسط آرزو سلوط
برچسب:
نویسنده: هستی کریمی